تبليغاتX
ولایت و پیروانش
منوی اصلی

درباره خودم

آرشيو


« جنگ با نفس »
90/09/16 - 23:43

 نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه

علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در

را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.


دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود

آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به

مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان

دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا

افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند .

صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه

محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به

ما اطلاع ندادی و ....

محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم

مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود

که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد

باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام

انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی

که آن دختر وارد حجله من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی

در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف

سازد. نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که

نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله

سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و

بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و

به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و

ایمان و شخصیتم را بسوزاند.


شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد

همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب

میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و

نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین

شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود .

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه

وسوسه می کند .


قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند

مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53)

انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه می برند خداوند

متعال آنها را از گزند نفس اماره حفظ می کند و به جایگاه

ارزشمندی می رساند .



       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

« بدون شرح »
90/07/29 - 11:47




       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

« عشق به حجاب »
90/05/16 - 0:45
                             


نامه ای از فرانسه

فرانسه را به اصطلاح مهد آزادی می دانند.اما به تازگی در این کشور آزاد بسیاری از دختران مسلمان به خاطر حفظ حجاب از مدارس اخراج شده اند.
از جمله دخترانی که از مدرسه برای رعایت حجاب خود و خواهر 15 ساله اش اخراج شده اند  راضیه نادران-که ده سال دارد-میباشد.وی در نامه چنین می نویسد:
روز ها میگذشت و من به مدرسه می رفتم و هر روز مدیر برای پدرم نامه می فرستاد و از او درخواست می کرد اجازه دهد تا من بی حجاب به مدرسه بروم.
فکر می کردم که من حجابم را به اجبا پدرم رعایت میکنم!
در آخرین نامه ای که در 7نوامبر(16آبان)نوشت گفت:اگر راضیه روسریش را در نیاورد دیگر حق مدرسه آمدن ندارد!
این نامه را صبح به من داده بود و بدازظهر وقتی برای آوردن کتابها و دفترهایم به مدرسه رفتم دیدم مثل فرملنده پادگان با تنی چند از معلمان جلوی در ایستاده بود و به خیال اینکه من می خواهم به کلاس برم با عصبانیت و خشونت گفت:
نه.نه راضیه!
من در آن موقع ناراحت شدم و بغض گلویم را فشار می داد ولی با این حال به او گفتم:
من برای برداشتن کیفم آمده ام!
من از آن روز دیگر به مدرسه نمی روم و در خانه درسهای ایرانیم را ادامه می دهم.اما این برخورد بد و بی ادبانه مدیر را هرگز فراموش نمی کنم.
من تا به حال چند مصاحبه داشتم. در جواب خبرنگار شبکه 3 تلویزیون فرانسه که پرسید آیا به حجابم ادامه میدهم یا نه.
گفتم:حجاب در اسلام از 9 سالگی برای ما دختران واجب است.
من از نه سالگی چادر به سر کردم و تا آخر عمر هم به سر خواهم کرد .
من به دخترهای مسلمان میگویم که از این سر و صداهای فرانسویها سیاستهای ضد اسلامیشان نترسند و به مبارزه خود ادامه دهند که حتما پیروزی از آن ماست.

                                                              راضیه نادران.10ساله

                                                               از کلرمون فرانسه





       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

((از جنایتهای بزرگی که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردن.بانوان ما را مثل عروسکها کردند.آنهایی که قصد دارند زنان را ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنایتکار هستند.زنها نباید فریب بخورند زنها گمان نکنند این مقام زن است که بزک کرده با سر باز و لخت بیرون برود .این مقام زن نیست.این عروسک بازیست نه زن.زن باید شجاع باشد.زن آدم ساز است زن مربی انسانهاست.

اینجانب به زنان توصیه میکنم که رفتار زمان طاغوت را فراموش کنند و ایران عزیز را که متعلق به خودشان و فرزندانشان است به طور شایسته بسازند.))



حال با این بیانات امام عزیز یک نفر به من بگوید این عروسکهای خیمه شب بازی به چه چیزه خود دارند می نازند؟!!!!!! آیا لازمه هنرمند شدن و به اصطلاح روشن فکر شدن نیاز به این لختی بازیها و بزک کاریها دارد؟!!!!!

اگر این خانمها نماد هنر مملکت ما  هستند من به عنوان یک ایرانی هنر نمی خواهم .چون این زنان نه تنها خود را عروسک و بازیچه ی غرب کرده اند بلکه تمام  خانمهای محجبه مملکت من را نیز زیر سوال  برده اند .

زیرا اینها به عنوان نماد و سنبل یک زن ایرانی در غرب دیده میشوند.

و زن ایرانی شامل نوامیس من هم میشود و من حق این را دارم که بگویم نمی خواهم این عروسکهای بزک کرده نماد زنهای ایرانی باشند.

و آبروی زنان مملکت ما را ببرند و به عنوان یک ایرانی حق دارم بگویم برای این انسانهای حیوان صفت .از خزانه جمهوری اسلامی که نماد اسلام  ناب محمدی در جهان است استفاده نشود این ثروت را صرف این انسانها نکنند.

یک جورایی به قول راضیه نادران 10 ساله که در پست قبلی در موردش نوشته ام.من فیلم سینمایی و تئاتر و سریال را دوست دارم .اما نه به هر قیمتی!!!

من دین خود ونظام خود را خیلی بیشتر  از فیلم هایی  که این بازیگرهای مفسد بازی می کنند دوست دارم.و حاضرم تا آخر عمرم فیلم و سریال نبینم ولی حجاب در جامعه اسلامی من زبان زده تمام غربیان باشد نه اینکه با دیدن این بازیگرهای ایرانی.

غربی ها بگویند:بالاخره زنان شرقی هم لخت شدند.



       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

« فواید روزه »
90/05/11 - 3:27
                                      روزه کاهش دهنده عوارض بیماری ام .اس

روزه یكی از احكام انسان ساز اسلام است، كه آگاهی از همه فواید و پی بردن به فلسفه كامل آن همچون سایر احكام الهی برای انسان عادی ممكن نیست، دانش محدود بشر نمیتواند راهگشای همه اسرار نهفته باشد و اندیشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شاید روزی دانش انسان به حدی از كمال برسد كه دریچه تازه ای بر روی بشر بگشاید و حكمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... . بنابراین ندانستن فلسفه احكام الهی نباید ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرمانی و عصیان شود، چرا كه این اطاعت كوركورانه نیست، بلكه بر علم و یقین تكیه دارد زیرا مسلمانان میدانند كه خدای جهان بر همه چیز دانا و از همه چیز آگاه است و نقص و نیازی در ذات متعال او نیست كه از اعمال سودی بخواهد یا از زیانی بهراسد، خدای مهربان خیر محض است و برای بندگان خود جز خیر و سعادت نمیخواهد، پس اگر به چیزی فرمان میدهد خیر و سعادت ما در آن است و كمال و تعالی ما بدان بستگی دارد و هر چیزی را نهی میفرماید برای ما زیان بخش است و بر مصالح مادی و معنوی ما لطمه میزند. روزه فواید جسمی و روحی فراوان دارد، شفا بخش جسم و توان بخش جان است، پاك كننده آدمی از رذایل حیوانی، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسیار موثر است، در تهذیب و تزكیه نفس و رهاندن انسان از روزمرگی و واماندگی در نیاز های تن تأثیر بسزایی دارد. فواید طبی و بهداشتی روزه كه از سودمندیهای كوچك این فریضه انسان ساز است به حدی است كه شاید نیاز به توضیح و تكرار نداشته باشد و بیشتر مردم كم و بیش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه ای از این فواید انسان ساز اشاره میكنیم: معده و دستگاه گوارش از اندام پركار بدن آدمی است، با سه وعده غذا كه معمول مردم است؛ تقریباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث میشود از یكسو این اعضا استراحت كنند و از فرسودگی مصون بمانند و نیروی تازه ای بگیرند و از سوی دیگر ذخایر چربی كه زیانهای مهلكی دارند تحلیل رفته و كاسته شوند. در روایات اسلامی حتی به فواید جسمی روزه نیز تصریح شده تا برخی از سست عنصران، اگر نه با ایمان كامل لااقل با توجه به فواید بهداشتی روزه این فریضه ثمر بخش را بجای آورند و از سودمندیهای گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پیامبر گرامی اسلام در همین رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگیرید تا سالم بمانید. و نیز در روایات بسیاری پیشوایان گرامی اسلام فرموده اند: « معده آدمی خانه بیماریهای اوست و پرهیز از غذا درمان آن است»......


ادامه مطلب

       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

« ماه رمضان »
90/05/10 - 16:16
 

                   

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22



       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

                                           

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.

رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.....


ادامه مطلب

       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

                             

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از تابناک آیت‌الله كعبی که در این چند روز تقریباً پای ثابت گعده‌های طلبگی رهبر انقلاب در قم بوده نکات جالبی را درباره حاشیه ها و اتفاقات رخ داده در این نشست ها در اختیار  قرار داده که به شرح زیر است:

                           این‌گونه جلسه‌های حوزوی نشاط‌آور است

رهبر انقلاب از آغاز ورودشان به شهر مقدس قم، پس از نماز ظهر و عصر و نیز پس نماز مغرب و عشاء با علما و فضلا و مراجع عظام دیدارهایی غیر رسمی و صمیمانه‌ داشتند. شب‌ها.....

میهمانان رهبر انقلاب

آیات عظام و مراجع تقلید نوری همدانی، مكارم شیرازی، جوادی آملی، سبحانی، شبیری زنجانی و شاهرودی از جمله مراجع بزرگواری بودند كه به دیدار رهبر انقلاب آمدند. علمای دیگری مانند آیت‌الله میلانی (نوه‌ی مرحوم آیت‌الله‌ میلانی) كه در مسائل كلام و اعتقادات تخصص دارند و همچنین نوه‌ی آیت‌الله بروجردی هم آمدند. آقازاده‌ی مرحوم آیت‌الله‌شاهرودی بزرگ، آقازاده‌های آیت‌الله‌ گلپایگانی، فضلای حوزه‌ی نجف و بسیاری از دیگر علما و فضلا در این چند روز مهمان رهبر انقلاب بودند.

آیت‌الله صافی به رهبری چه گفت؟

آیت‌الله‌ صافی گلپایگانی كه با رهبر انقلاب دیدار كردند، دعا كردند كه این سفر موجب خیر و بركت برای حوزه شود. ایشان همچنین از سخنرانی رهبر انقلاب در جمع حوزویان تجلیل كردند، به‌خصوص این‌كه رهبر انقلاب از عظمت و مجد حوزه و روحانیت یاد كردند و توطئه‌‌های استكبار را بیان نمودند. ایشان به سبب استقبال باشكوه مردم قم از رهبر انقلاب خدا را شكر كردند و آن را نشانه‌ی عشق مردم به اهل بیت علهم‌السلام و روحانیت و ولایت دانستند. ایشان خطاب به رهبر انقلاب گفتند كه من همیشه شما را دعا می‌كنم و دعاگوی شما هستم.

آیت‌الله‌صافی گلپایگانی اقتدار نظام و سیاست استكبارستیزی نظام را ستودند. در مسائل داخلی هم بر تحكیم هویت اسلامی تأیید كردند. آقا هم گفتند كه این عزت بین‌المللی از آثار تمسك به ارزش‌های اسلامی در داخل هست كه آیت‌الله‌ گلپایگانی نیز تأكید كردند كه بله این‌ها به هم مربوط است.

                         خاطره‌ی آقا از آزمون درسی آیت الله بروجردی

رهبر انقلاب اشاره كردند كه این كُتب نیاز به اصلاح دارند و حالا كه اصلاح انجام نشده، باید این كتاب‌ها خوب خوانده شوند و یك خاطره نیز بیان كردند: «در آن سال‌ها كه تازه از مشهد به قم آمده بودم و می‌خواستم در درس خارج شركت كنم، در درس مكاسب، دو نفر از ما امتحان گرفتند كه این‌ها ممتحِن درس آقای بروجردی بودند. ]البته آقا اسم هم آوردند. اتفاقاً یكی از آن دو نفر از بزرگوارانی بود كه به دیدار رهبر انقلاب نیز آمد.[ گفتند مكاسب را بخوان و ما هم شروع كردیم به خواندن. البته ....

ادامه به طور کامل در ادامه مطالب...


ادامه مطلب

       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

      دشمن ببین مردم با بصیرت را:

 

      
        



        

       دشمن ببین نسل آینده را :

 

       

   

 

 

        دشمن ببین نسل سومی ها را:


        

       ادامه دارد در ادامه مطالب...
        

        


ادامه مطلب

       نوشته شده توسط :محمد هادی ...

او کتاب تاریخ خود را در سه کنفراس جهانی تورنتو ، واشینگتن و اورشیلیم ارائه
کرد. او در کنفراس اورشیلیم با عنوان بازشناسی هویت شیعه می گوید. شیعه پرنده ای
است که افق پرواز ش خیلی بالاتر از ابرهای ماست. پرنده ای که دو بال دارد. یک بال
سبز و یک بال سرخ . او بال سبز این پرنده را مهدویت و عدالت خواهی و بال سرخ این
پرنده را شهادت طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است ، معرفی
می کند. فوکویاما معتقداست شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است . او می
گوید این پرنده زره ای به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان
می شود. شیعه عنصری است که هرچه اورا از بین می برند بیشتر می شود.



       نوشته شده توسط :محمد هادی ...